شنبه بیست و چهارم شهریور 1386- 13:26 - بهار
سلام به همه دوستای گلم. همون طور که قبلا گفته بودم و می بینید یه نظر سنجی پایین وبلاگ قرار داره که ممنون می شم توش شرکت کنید.به همین دلیل از هر کدوم از گزینه ها یه عکس می ذارم تا بهتر بتونید تصمیم بگیرید.اگه رو عکسا وایستید اسم عکس میاد!!!
نکته: اگه عکسی نیومد روش show picture کنید! راستی نظر یادتون نره!!! ۱ـ دیوید بکهام ۲ـ براد پیت ۳ـ کریستیانو رونالدو ۴ـ جسی مک کارتنی ۵ـ کاکا ۶ـ جانی دپ 





+ |
دکتر مورینیو عاشق سر الکس فرگوسن!!!
سه شنبه بیستم شهریور 1386- 13:37 - بهار
سلام . امروز بیوگرافی " اسمشو نبر" رو واستون می ذارم امید وارم خوشتون بیاد.راستی یه نظر سنجی جدید تو وبلاگ گذاشتم .لطفا به پاین وبلاگ مراجعه شود!!!نظر یادت نره.اگه یادت بره جادوت می کنم!!! 1_نام کامل وی خوزه ماریو دوس سانتوس مورینیو فلیکس است. 2_در 26 ژانویه 1963 متولد شده است. 3_ محل تولدش سیتابل پرتغال است. 4_ 175 سانتیمتر قد دارد.(کوتوله می باشد) 5_مربی تیم چلسی است.(آخه نمی دونستیم!!!) 6_ از سال 2000 تا 2001 مربی بونفیکا بود. 7_از سال 2001 تا 2002 مربی لیریا بود. 8_ از سال 2002 تا 20004 مربی پورتو بود. 9_اورا با لقب اختصاصی شماره یک می شناسنند. 10_در سال 1989 با ماتیلدا ازدواج کرده که با داشتن دو فرزند تا کنون ادامه داشته است. 11_به خاطر پوشیدن اور کت مارک آرمانی معروف است. 12_خودش اعتراف می کنه که عاشق سر الکس فرگوسن است.(اولا که کیه که فرگوسن عزبز رو دوست نداشته باشه دوما که از دست دادنش با فرگوسن لعد از بازی معلومه که واسه فرگوسن میمیره!!!) 13_مترجم سر بابی رابسون در بارسلونا در اوایل دهه نود بود. 14_مدرک دکترای فیزیک دارد.(جعلیه.باور نکنید!!!) 15_پدرش فیلیکس مورینیو یک دروازه بان بود. 16_فرزندانش ماتیلدا و خوزه نام دارند.(آخه یکی به من بگه این چه وضع نامگذاریه؟؟؟) 17_اوایل کار بسیار ناموفق بود حتی در باشگاه های کوچک هم شکست سنگینی خورد.(هنوز هم ناموفقه) 18_او را با لقب "ترادوتور" به معنای مترجم هم می شناسند. 19_ وقتی در ژوئن 2004 یه چلسی رفت بالاترین دستمزد برای یک مربی یعنی 2/4 میلیون یورو دریافت کرد آن هم در سال , که در سال 2005 به سالی 2/5 میلیون یورو رسید. 20_ همسرش رو از کودکی می شناخت. 21_ می گویند آدم بسیار سختگیری است. 22_ در تبلیغات سامسونگ به عنوان مدلحضور داشت. 23_ برای تبلیغات خطوط هوایی آمریکا تصویرش مورد استفاده قرار گرفت. 24_ اتو بیوگرافی اش پرفروش ترین کتاب پرتغال بود. 25_ چند خط تولید لباس دارد. 26_ برای حمایت از کودکان فلسطینی کارهای خیریه انجام داد. 27_ بلده تا حدودی گیتار بزنه!!! 28_ در 16 می 2007 توسط پلیس دستگیر شد اما او را اشتباه گرفته بودند.(من که فکر نکنم اشتباهی در کار بوده باشه) 29_ دو سگ به نام کرید و سامپو داره.
+ |
جمعه شانزدهم شهریور 1386- 16:38 - بهار
سلام.امروز شعر مورد علاقه ام رو براتون می ذارم.این شعر مدار صفر درجه است که افشین یداللهی سروده.من که از این شعر خیلی خوشم میاد امید وارم شما هم خوشتون بیاد. وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد آدم زمینی تر شد و عالم به آدمک سجده کرد من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی راستی جواب نظر سنجی قبلی رو براتون می ذارم.(هر چند نتایج منو یه کم عصبانی کرد)امیدوارم دوستاران کریستین رونالدو (کریستیانو) ناراحت نشن.
+ |
شنبه سوم شهریور 1386- 22:30 - بهار
دنگ.دنگ.دنگ.دنگ.این صدای چیه؟ این صدا از کجا میاد؟ هی .گوش کن.بازم داره صداش میاد.دنگ.دنگ.اوه.البته.این صدای ناقوس کلیساست.صدای نا قوس همون کلیسای دهکده پایینی.حتما بازم یا کسی مرده یا بچه ای متولد شده.آخه می دونید چیه؟! توی دهکده پایینی هر وقت کسی می میره یا اینکه کسی متولد می شه ناقوس کلیسا رو به صدا در میارن.اون ها اعتقاد دارن در ازاء هر مرگ خداوند یه بچه رو به این دنیا می فرسته.هه.آدم خنده ش می گیره.نمی دونم.شایدم گریه ش بگیره.می دونی چی رو می گم.آره منظورم مرگ و تولد .خیلی به هم نزدیکن.مگه نه؟.یکی میره یکی میاد. جالب نه؟ از نظر من یه بچه هیچ تفاوتی با یه سالمند نداره.هردو می خوان وارد یه دنیای دیگه بشن.یه بچه وقتی به دنیا میاد ناتوانه.مثله یه پیرمرد یا یه پیرزن.هر دو عین هم اند و د ر عین نهایت خوشبخت.هر دو برای ما بزرگ عزیزند و مهم اند. از نظر من جوونی و میانسالی آدم ها اوج غرور و بدبختی شونه.چون سر گردونن نمی دونن چی در انتظاره شونه.یه بچه همه چیز رو دیده می دونه که قراره تو این دنیا چه اتفاقی براش بیفته.همین طور یه میانسال که می دونه در این دنیا چی کرده و چی نکرده. زندگی هرگزاز بین نمی ره. اگه اینو بدونی دیگه هراسی از مرگ نخواهی داشت. زندگی همیشه جریان داشته.چه قبل از اینکه به دنیا بیای و چه بعد از اینکه از این دنیا بری.این تویی که زندگیت رو انتخاب می کنی. ادم ها در زندگی دو بار مرگ رو تجربه می کنن.یه بار موقع به دنیا اومدن. یه بار موقع از دنیا رفتن. همه ادما از مرگ دوم بیشتر می ترسن.ولی از نظر من مرگ اولی بدتره چون مجبور از اون دنیای پاک و دوست داشتنی پا به این دنیای کثیف بذاری. این بزرگ ترین عذابیه که خدا به بنده هاش می تونه بده.اینکه اونا پا به این دنیا بذارن.همه اول در اون دنیا زندگی میکنن و بعد به این دنیا میان.از نظر من ادما به این دنیا میان تا فرصتی داشته باشن تا کار بدشون در دنیای قبل از تولدشون رو جبران کنن.کسی که زود تر از دنیل میره به این دلیله که زود تر کاراشو جبران کرده(یا اینکه اگه بیشتر بمون بار گناهاشو سنگین تر می کنه)و اونی که بیشتر عمر کرده به این خاطره که هنوز کارای بدش رو جبران نکرده. راستی گفتم یه بچه چه قدر شبیه سالمندانه یاد شعری از شل سیلوراشتاین افتادم: پسر بچه گفت بعضی وقتا قاشق از دستم میافته پیر مرد گفت از دست من هم میافته پسر بچه یواشکی گفت من شلوارم و خیس می کنم پیرمرد خندید و گفت من هم همین طور! پسر بچه گفت:من خیلی وقتا گریه می کنم پیرمرد سر کوچه داد زد من هم! پسر بچه گفت:اما بدتر از همه اینه که بزرگترها به من توجهی نمی کنن پیر مرد گفت منظورت را کاملا می فهمم.

+ |